Make your own free website on Tripod.com
KnowClub
خانه تبديل واحدها مقاله ها رشته هاي دانشگاهي مشاهير

بازديد کننده عزيز
براي ملاحظه مقالات جديد به اين آدرس مراجعه نماييد:

http://www.knowclub.net/paper/

:

 رؤياهاى انيشتين 

  رؤياهاى انيشتين، آلن لاتمين، ترجمه: مهتاب مظلومان، ناشر: نشر چشمه، چاپ اول: بهار 76، قيمت: 3500 ريال، تعداد صفحات: 112 صفحه.

 ما فقط يك چهره از زمان را مى‏بينيم، ولى شايد به نوعى زمان‏هاى مختلفى در دنياى واقعى ما جريان داشته باشد و اين مى‏تواند دليلى باشد براى بسيارى از شگفتى‏هاى اطراف ما كه نمى‏توانيم براى آنها توضيحى منطقى داشته باشيم. آلن لايتمن، انيشتين را در روزهايى تصور مى‏كند كه هنوز به فرضيه زمان دست نيافته است و هر كدام از فرضيه‏هايى را كه انيشتين مى‏توانست متصور شود حدس زده و داستانى راجع به آن مى‏نويسد، به اين ترتيب كه در تمام داستان‏ها ساكنان شهر كوچكى در سوئيس را فرض مى‏كند كه آن زمان در دنيايشان جريان دارد و به اين ترتيب چهره‏هاى مختلف زمان را معرفى مى‏كند.

 در يكى از اين دنياها، زمان مانند يك دايره است كه بعد از يك دور تكرار مى‏شود و اين دور تا بى‏نهايت ادامه دارد.

 پذيرش اين فرضيه مى‏تواند اتفاق‏هايى را كه گاه فكر مى‏كنيم، قبلاً براى ما تكرار شده توجيه كند.

 در دنياى ديگرى، بر عكس دنياى قبل، زمان مانند يك رودخانه جريان دارد و رو به جلوست. حالا اگر كسى به خاطر اشتباهى و يا واقعه‏اى از اين جريان جدا شود و به وسيله يك جريان انحرافى، به زمان قبل بر گردد، مى‏تواند آينده را تغيير دهد. هر اتفاق كوچكى كه اين شخص باعث آن شود، مى‏تواند سير تاريخ را عوض كند. اين فرضيه آدم‏هاى عجيبى را كه از انسان‏هاى ديگر بشدت مى‏گريزند و سعى مى‏كنند باعث كوچكترين اتفاقى در زندگى ديگران نشوند، توجيه مى‏كند؛ آدم‏هايى كه ما به آنها بيش از حد مصلحت‏انديش مى‏گوييم.

 در دنياى ديگر، دو زمان وجود دارد، يكى مكانيكى و ديگرى جسمانى. در زمان اول همه چيز يك تعريف مادى دارد و آدم‏هايى كه در اين زمان زندگى مى‏كنند، در يك دنياى كاملاً برنامه‏ريزى شده قرار دارند. ولى برعكس آنهايى كه در زمان جسمانى زندگى مى‏كنند، به تعريف مادى مسائل كارى ندارند و هيچ برنامه‏ريزى خاصى نيز ندارند، كه باصطلاح به آنها آدم‏هاى بى‏خيال مى‏گويند. در كمال تعجب مى‏بينيم كه كارهاى اين دسته آدم‏ها خيلى هم خوب پيش مى‏رود، زيرا زمان را انعطاف‏پذير كرده‏اند كه به نفع خودشان تغيير كند. ولى زمان مكانيكى هيچ انعطافى ندارد و انسان در واقع در دام آن گرفتار است.

 در دنياى ديگر، هر چقدر از مركز زمين دورتر شويم، زمان ديرتر مى‏گذرد و تأثير كمترى روى آدم‏ها مى‏گذارد. بنابر اين مردم سعى مى‏كنند، هر چقدر كه ممكن است در ارتفاعات زندگى كنند و خانه‏هايشان را روى پايه‏هاى بلند مى‏سازند تا ديرتر پير شوند و بيشتر زندگى كنند.

 در يك دنياى ديگر جاى گذشته و آينده عوض مى‏شود. اول نتيجه كارى اتفاق مى‏افتد و بعد آن اتفاق مى‏افتد. در اين دنيا كه هيچ چيز قابل پيش‏بينى نيست، مى‏توان واقعى‏تر زندگى كرد، زيرا هيچ كارى نه به خاطر دلايلى درگذشته و نه نتايجش در آينده است كه انجام مى‏شود، بلكه صرفاً به خاطر خود آن كار است كه انجامش مى‏دهيم.

 در دنياى ديگر، گذشت زمان، عامل نظم است و هر چيز نامرتبى به مرور زمان مرتب خواهد شد و نيازى به سعى در ترميم و مرتب كردن مسائل نيست.

 در دنياى ديگر زمان به صورت دواير متحدالمركزى به سوى خارج گسترده است و در مركز بى‏حركت است. در مركز مى‏توان لحظه‏هاى ابدى ساخت. گروهى بر اين عقيده‏اند كه بهتر است به مركز زمان نزديك نشد، حيات منشاء غم است و بهتر است زودتر تمام شود، گروهى عكس اين فكر مى‏كنند و ترجيح مى‏دهند از خوشبختى ابدى لذت ببرند. در دنياى ديگر زمان وجود ندارد، در اينجا فقط تصويرها وجود دارند، در دنياى ديگر خاطره وجود ندارد و همين‏طور صحبت از دنياهاى ديگر با زمان‏هاى ديگر گفته مى‏شود، دنيايى كه زمان برعكس مى‏گذرد، دنيايى كه در آن فقط يك روز زنگى مى‏كنند، دنيايى كه در آن، زمان حسى همچون بويايى يا چشايى است. دنيايى كه در آن زندگى پايانى ندارد. دنيايى كه در آن زمان كميت ندارد و تنها كيفيت دارد. دنيايى كه در آن براى زمان، روى بعد زمان مى‏توان مختصاتى قائل شد. دنيايى كه زمان در آن يك حادثه محلى است و در نتيجه هر شهر تنهاست. دنيايى كه گذشته در آن وجود ندارد.

 و در نهايت انيشتين با بررسى تمام اين زمان‏ها در دنياهاى مختلف به نظريه زمان خود دست مى‏يابد.

 البته با وجود حجم كم كتاب، نمى‏توان آن را سريع خواند، زيرا براى درك هر كدام از اين دنياها به زمان نياز داريم.

 


Copyright 1999 http://www.knowclub.com All rights reserved.
Revised: 2006/03/07 06:59 AM -0500